۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه

سعدی(تولدحدود606-وفات691)ه.ق


شیخ مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی از ستاره های قدر آسمان اول ایران است که نظم و نثر بدیع او به زبان فارسی،او را به اعلا درجه فصاحت رسانیده و در هر عصری آثار وی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار می باشد.
سعدی در شیراز متولد شد،در اوان جوانی پدرش را از دست داد.او علاقه زیادی به سیر و سیاحت داشت و فتنه مغول و آشفتگی اوضاع شیراز او را وادار به ترک وطن نمود.بغداد،سوریه،مکه،افغانستان،ترکستان،هند،کاشمر از جمله اماکنی بودند که سعدی در آنها اقامت داشته است.
در سال 655ه.ق کتاب بوستان را به نظم درآورد و در656ه.ق گلستان را تصنیف کرد.گلستان که یکی از شاهکارهای ادبی ایران است به نثری آهنگین که نثر مسجع نام دارد نوشته شده است.علاوه بر بوستان و گلستان،سعدی کلیاتی دارد که حاوی غزلیات،قصاید و قطعات و ترجیع بند و رباعیات وی است.سعدی در شیراز وفات یافت و در سعدیه شیراز که زیارتگاه صاحبدلان است مدفون گردید.
جهت پی بردن به زیبایی اشعار سعدی و قدرت بیان وی غزل معروف سعدی(من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفائی...)در زیر آمده است:

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفائی
عهد بستن از آن به کهببندی و نپاهی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تود دارم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
حلقه بردر نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند
تو بزرگی و در آینه کوچک ننمایی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد
چو بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی

نکته مهمی که درباره سعدی قابل ذکر است،شهرت بسیار زیادی است کهدر حیات خویش حاصل کرد.پیداست که این موضوع در تاریخ ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری تازگی نداشت و بعضی از شاعران بزرگ مانند ظهیر فاریابی و خاقانی در زمان حیات خود مشهور و در نزد شعر شناسان معروف بودند اما گمان نمی رود هیچ یک از آنان در شهرت میان فارسی شناسان کشورهای مختلف از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان،در عهد و زمان خود به سعدی رسیده باشند و اینکه او در آثار خویش چند جا به شهرت رواج خود اشارتی دارد،درست و دور از مبالغه استاز جمله شاعران استاد در عصر سعدی که در خارج از ایران می زیسته یکی امیر خسروست و دیگر حسن دهلوی که هر دو از سعدی در غزل های خود پیروی می کرده اند و امیر خسرو از اینکه در "نوبت سعدی"جرات شاعری می کرد،خود را ملامت می نمود.آثار سعدی به دو دسته آثار منظوم و آثار منثور تقسیم می شود.آثار منظوم وی خلاصه شاهکارش گلستان،دارای هشت باب است.

حکایتی از گلستان
حاتم طایی را گفتند که از تو بزرگ همتر در جهان دیده ای یا شنیده ای؟گفت:بلی.روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را.پس به گوشه صحرا به حاجتی برون رفته بودم.خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده.گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند.گفت:
هر که نان از عمل خویش
خورد منت از حاتم طایی نبرد
من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

اینک حکایتی از بوستان
در اخبار شاهان پیشینه هست
که چون تکله بر تخت زنگی نشست
به دورانش از کس نیازرد کس
سبق برد اگر خود همین بوده و بس
چنین گفت یک ره به صاحب دلی
که عمرم به سر رفت بی حاصلی

آثار دیگر سعدی قصاید فارسی او که در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال دوره او می باشد.شهرتی که سعدی در حیات خود به دست آورد،بعد از مرگ او با سرعتی بی سابقه افزایش یافت و او به زودی به عنوان بهترین و بزرگترین شعرای درجه اول زبان فارسی شناخته شد و سخن او حجت فصحا و بلغای فارسی زبان قرار گرفته است.

غزلی از سعدی
منم یا رب درین دولت که روی یار می بینم
فراز سرو سیمینش گلی پر بار می بینم
مگر طوبی برآمد از سرابستان جان من
که به هر شعبه ای مرغی شکر گفتار می بینم
مگر دنیا سرآمد کاینچنینآزاد در جنت
می بیدرد می نوشم گل بیخار می بینم
عجب دارم ز بخت خویش و هر دم در گمان افتم
که مستم یا به خوابم یا جمال یار می بینم
زمین بوسیده ام بسیار و خدمت کرده تا اکنون
لب معشوق می بوسم رخ دلدار می بینم
چه طاعت کرده ام گویی که این پاداش می یابم؟
چه فرمان برده ام گوییکه این مقدار می بینم
تویی یارا که خوب آلود بر من تاختن کردی
منم یا رب که بخت خود چنین بیدار می بینم
چو خلوت جاهیان آمد نخواهم شمع کاشانه
تمنای بهشت نیست چون دیدار می بینم
کدام آلاله می بویم که مغزم عنبرآگین شد
چه ریحان دسته بندم چون جهان گلزار می بینم
زگردون نعره می آید که اینست بوالعجب کاری
که سعدی را زروی دوست برخوردار می بینم


هیچ نظری موجود نیست: